نبرد روایتها از انسداد تا انفجار
✍🏻 متین لطفی
▫️در تحلیل ۷ اکتبر، آنچه بیش از نتیجهی نهایی باید مورد توجه قرار گیرد، زمینههای تاریخی و راهبردی تصمیمگیری است. این حادثه نه یک ماجراجویی صرف، بلکه واکنشی سیاسی ـ نظامی در دل یک بنبست عمیق و چندلایه بود؛ بنبستی که دههها محاصره، فقدان افق سیاسی، سرکوب مستمر و بیپاسخماندن همهی مجاری دیپلماتیک، آن را شکل داده بود.
▫️مطابق حقوق بینالملل، در شرایط اشغال، مسئولیت اولیه و نهایی بحران انسانی بر عهده اشغالگر است، نه نیرویی که در قفسی محصور، در تلاش برای بقا و صیانت از هویت است. حماس، فارغ از قضاوتهای ارزشی دربارهاش، در چارچوب یک جامعه تحت اشغال و انزوا، نقشی واکنشی داشته است. اگر از بازیگری در چنین شرایطی انتظار برود که صرفاً در صورت اطمینان از پیروزی، اقدام کند، اساساً مفهوم مقاومت را به امر محال بدل کردهایم.
▫️تاریخ معاصر نشان داده که هیچ ملتی در محاصره کامل، با امکانات محدود و بدون پشتیبانی بینالمللی، نمیتواند چشمانداز قطعی از موفقیت داشته باشد. اما این بهمعنای پذیرش خاموش زوال نیست. عملیات پیشدستانه حماس، در منطق خودش، تلاشی برای شکستن سکوت و جلب توجه به انسداد موجود بود. اینکه چرا در چنین لحظهای دست به اقدام زده شد، نه در بلندپروازیهای نظامی، بلکه در یأس از هرگونه امکان تغییر بدون هزینه باید جستوجو شود.
▫️ارزیابی چنین تصمیمی، اگر صرفاً بر اساس نتایج عینی و تلخ آن صورت گیرد، بدون توجه به تناسب قوا، زمینههای پیشینی و فقدان بدیل واقعی، نهتنها از عدالت تحلیلی فاصله میگیرد، بلکه عملاً روایت اشغالگر را بازتولید میکند؛ روایتی که تلاش دارد مسئولیت بحران را از دوش خود بردارد و آن را به گردن مقاومت بیندازد.
▫️درک واقعبینانه از واقعیت غزه پیش از جنگ، ما را به این نکته رهنمون میسازد که این منطقه، در وضعیتی نزدیک به مرگ تدریجی گرفتار بود؛ نه روزنهای برای راهحل سیاسی وجود داشت، نه گشایشی در محاصره، و نه افقی برای بهبود وضعیت. در چنین شرایطی، اقدام حماس نه از سر ماجراجویی، بلکه تلاشی برای شکستن بنبست و جلب توجه به بحرانی فراموششده بود.
▫️۷ اکتبر آغاز بحران نبود؛ لحظهای بود که بحران مزمن، صدای بلندتری یافت. ارائهی روایتی دقیق، منطقی و واقعمحور از این رویداد، کمک میکند تا تصویر وارونهای که میکوشد مقاومت را منشأ بحران معرفی کند، اصلاح شود. در این روایت، حماس نه بهعنوان عامل اصلی وضعیت، بلکه بهمثابه پاسخی ناگزیر به انسداد کامل سیاسی و فشارهای فزایندهی انسانی فهم میشود.
▫️نسبتدادن همهی مصائب ۷ اکتبر به حماس، بدون در نظر گرفتن نقش اشغالگر، بهمعنای تحریف صورتمسئله، وارونهسازی علیت، و تبرئهی قدرتی است که مسئول بحرانسازی ساختاری بوده است. چنین روایتی نهتنها ناعادلانه، بلکه دقیقاً همراستا با منافع اشغالگر و زمینهساز تقویت صدای او در سطح جهانی است.
▫️در مواجهه با چنین وضعیتهایی، یکی از مهمترین و مؤثرترین نقشهایی که میتوان ایفا کرد، مشارکت فعال در جنگ روایتها است؛ تلاشی برای پاسداری از حقیقت و مقابله با تصویرسازیهای وارونه. این نبرد رسانهای و فکری، بخشی جداییناپذیر از حمایت از مقاومت و دفاع از عدالت در فلسطین است، که هر مخاطب آگاه و مسئولی میتواند در آن سهم داشته باشد.
▫️مهمترین وظیفهی ما، در کنار اشک و اندوه و خشم، مشارکت در این نبرد روایتهاست؛ روایتی که در آن، نه اشغالزده را محکوم میکنیم، نه مقاومت را تقلیل میدهیم، و نه اشغالگر را از جایگاه مسئولیت خارج میسازیم. این تلاش، ضرورتی اخلاقی، انسانی و تاریخی است.