به قلم: ناصح عزیزی
در جهانی که مرز میان مبارزه برای عدالت اجتماعی و حفاظت از طبیعت روزبهروز کمرنگتر میشود، نمیتوان دغدغههای محیطزیستی را از زمینههای سیاسی و اخلاقی آن جدا کرد. محیط زیست فقط یک بستر زیستی نیست؛ حامل هویت، تاریخ، و حیات مردمانیست که در دل خاک و درختان و رودها ریشه دارند. بنابراین، هرگونه اشغال، استعمار یا سلطهای که به مصادرهی سرزمین و تخریب بومسازگان یک ملت بینجامد، تنها نقض حقوق بشر نیست، بلکه یک فاجعهی محیطزیستی نیز هست.
امروزه شمار قابل توجهی از فعالان محیط زیست، این پیوند ناگسستنی میان عدالت اقلیمی و عدالت انسانی را درک کردهاند. آنها میدانند که تخریب سیستماتیک محیط زیست در مناطق تحت اشغال، تنها مسألهای بومی یا منطقهای نیست، بلکه نمادی از خشونتی ساختاریست که باید در برابر آن ایستاد. با این حال، هنوز هم این آگاهی نیازمند تعمیق و گسترش است؛ چرا که سکوت یا بیتفاوتی، ناخواسته به مشروعیت دادن به همین ساختارهای ستمزا منجر میشود.
سرزمینهای اشغالی فلسطین نمونهی آشکاری از این همپوشانی میان استعمار و تخریب طبیعت است. درختان زیتون که صدها سال عمر دارند، نهتنها منابع معیشتی و اکولوژیک هستند، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و مقاومت مسالمتآمیز فلسطینیان را شکل میدهند. تخریب عمدی این درختان بهوضوح، نه از سر نیاز زیستی، بلکه تلاشی برای زدودن هویت و نابودی خاطرهی تاریخی یک ملت است.
گزارشها و پژوهشهای منتشر شده نشان میدهند که از زمان اشغال کرانه باختری، صدها هزار درخت زیتون توسط نیروهای اشغالگر یا شهرکنشینان تخریب شدهاند. در عین حال، نهادهای بینالمللی محیط زیستی نیز بارها نسبت به تبعات اشغالگری بر منابع طبیعی، آب، زمینهای کشاورزی و تنوع زیستی در فلسطین هشدار دادهاند. این روند تنها یک بحران زیستمحیطی نیست، بلکه تداوم بیعدالتی زیستمحور در مقیاسی جهانیست.
در چنین شرایطی، رویکردی جهانی، آگاهانه و اخلاقمحور از سوی فعالان محیط زیست، ضرورتی انکارناپذیر است. نمیتوان برای جنگلهای آمازون اشک ریخت، اما در برابر سوزاندن باغهای زیتون در نابلس و الخلیل سکوت کرد. دغدغهی محیط زیست اگر اصولی و فراگیر باشد، نمیتواند دچار تبعیض جغرافیایی یا سیاسی شود. محیط زیست، تنها طبیعت بیجان نیست؛ زندگی انسانی، هویت فرهنگی، و حق سکونت در زادگاه، بخشی جداییناپذیر از آن است.
از این رو، اگر قرار است صدای طبیعت باشیم، باید صدای آنانی هم باشیم که با طبیعت خود میزیند و برای بقای آن میجنگند. مقاومت زیستمحیطی، تنها به معنای پاکسازی پلاستیک از اقیانوس یا کاشتن درخت در روز زمین نیست. مقاومت واقعی، آنگاه آغاز میشود که در برابر اشغال، تبعیض و نابودی سیستماتیک منابع طبیعی، از هرجای جهان، صدای اعتراض بلند شود.
اکولوژیِ مقاومت، مفهومیست که در تقاطع عدالت محیطزیستی و عدالت انسانی شکل میگیرد. دفاع از خاک، آب، درخت و خانه، در سرزمینی که اشغال شده، نهتنها حق بلکه وظیفهای اخلاقیست. اگر فعالان محیط زیست جهان امروز میخواهند در مسیر آرمانهای خود صادق باشند، باید مسئولانه، شجاعانه و آشکارا در کنار مردمی بایستند که از طبیعت، هویت و سرزمین خود دفاع میکنند؛ مردمی که درختان زیتونشان، هر روز دوباره کاشته میشوند، چون باور دارند زمین نیز حق زیستن دارد.