غزه و تاملی در صبر خدا

غزه و تاملی در صبر خدا

✍🏻متین لطفی

▫️گاهی آن‌قدر ظلم، عریان و بی‌شرمانه در برابر چشمانمان رژه می‌رود که وجدان انسان فریاد می‌زند: «خدایا! پس کجایی؟» در غزه، کودکان در اثر محرومیت حساب‌شده‌ای که توسط دستانی ستمگر طراحی شده، هر روز از گرسنگی می‌میرند. مادری که در آغوشش کودکش جان می‌دهد، پدری که دست خالی‌اش را از چشم‌های گرسنه پنهان می‌کند، کودکی که به جای اسباب‌بازی، آوار خانه‌اش را در آغوش می‌گیرد، پزشکی که با دستان خالی، میان زخم و فریاد درمان می‌جوید، و نانی که میان ده نفر، به حرمت زنده ماندن، تقسیم می‌شود؛ همه به آسمان نگاه می‌کنند و می‌پرسند: چرا این رنج، این‌قدر طولانی‌ست؟ و چرا از جانب خداوند خشمی بر ظالم نمی‌بارد؟

▫️اینجاست که باید در صبر خدا تأمل کرد. خدای قوی، چرا صبور است؟ آیا سکوت او، بی‌تفاوتی است؟ آیا تأخیر در پاسخ، نشانه‌ی بی‌قدرتی است؟ صبر خدا، نه از جنس ضعف است و نه از جنس غفلت. صبر او، میدان دادن به انسان‌هاست تا با انتخاب و کُنش‌ خود، خویشتن را نشان دهند.

▫️به ظالم میدان می‌دهد تا خطای او، به اراده‌ی خویش، به نهایت برسد و نامه‌ی عملش با دستان خودش نوشته شود و آن‌گاه که روز حساب فرا می‌رسد، هیچ بهانه‌ای باقی نماند.

▫️و به مظلوم میدان می‌دهد، تا درد جانکاهش به سند زنده‌ای در دفتر تاریخ و صحنه‌ی قیامت بدل شود، تا اشک‌های شبانه‌اش، نوری باشد بر چهره‌اش در روزی که چهره‌ها تیره‌اند؛ و معلوم شود که بزرگی نه در قدرت، بلکه در پایداری بر استیفای حقوق خویش است.

▫️اما آزمون، تنها برای ظالم و مظلوم نیست. آزمون بینندگان این فاجعه نیز هست. آن‌ها که نه ظالم‌اند، نه مظلوم، اما تماشاگر صحنه‌اند. واکنش اینان نیز ثبت می‌شود؛ اینکه سکوت کردند یا فریاد شدند. اینکه دل‌شان سوخت یا بی‌تفاوت گذشتند. در واقع رنج غم‌انگیز غزه، آینه‌ای‌ست که چهرهٔ وجدان‌ها را نشان می‌دهد.

▫️این جهان، صحنه‌ی ناتمام نمایش حقیقت وعدالت است. اینجا جای کاشتن است، نه درو. از همین‌روست که وجود رستاخیز، نه فقط یک وعدهٔ دینی، بلکه یک ضرورت عقلی‌ست. اگر کسی بخواهد تنها با تکیه بر رخدادهای همین دنیا، دربارهٔ أسماء و صفات خداوند داوری کند، دچار خطای بزرگی خواهد شد. عدل، قهر، رحمت و حکمت خداوند را باید علاوه بر زمین، در گسترهٔ آسمان نیز فهم کرد؛ و نه فقط به امروز، بلکه به فردای قیامت نیز نگریست.

▫️شاید بپرسید: پس مظلوم چه؟ کودکی که با شکم گرسنه جان داد، چه سودی از این صبر برد؟ پاسخ ساده نیست؛ اما حقیقت دارد: خدا، در ظلمی که بر مظلوم می‌رود، دردی از جنس ناپیدا را به او می‌دهد؛ دردی که روح را صیقل می‌دهد، و از آن انسانی می‌سازد با مقامی فراتر از تمام فاتحان ظاهری. در دستگاه خدا، رنج مظلوم گم نمی‌شود و همه‌اش با ریز و درشت، ثبت می‌شود. در این دنیا هیچ اشکی بی‌مزد، و هیچ ناله‌ای بی‌پاسخ نمی‌ماند. صبر خدا، دفتر حسابی‌ست که دیر اما دقیق بسته می‌شود. در روزگاری که جهان، کور و کر شده، و ستم با نام‌های مدرن و فریبنده می‌آید، شاید صبر خدا، تنها چیزی‌ست که هنوز انسان را از سقوط نهایی بازمی‌دارد. صبر خدا در دنیا، بخشی از عدالت او در تکمیل روند قضاوتش در آخرت است.

▫️صبر خدا غفلت نیست؛ دعوتی‌ است برای بیداری دل‌ها، پیش از آنکه روز حساب ما، بی‌مقدمه فرا رسد و به‌خاطر سنگ‌دلی و مرگ انسانیت در جان‌مان، بی‌دفاع و شرم‌زده‌تر از هر گناه، در برابر میزبان عدالت بایستیم!